به توازتو می نویسم به تو ای همیشه دریاد
ای همیشه از توزنده لحظه های رفته برباد
وقتی که بن بست غربت سایه سارقفسم بود
زیررگبارمصیبت بی کسی تنها کسم بود
وقتی ازآزارپا ییزبرگ وباغم گریه می کرد
قاصد چشم توآمد مژده ئ روییدن آمد
به تونامه می نویسم ای عزیزرفته ازدست
ای که خوشبختی پس ازتوگم شدوبه قصه پیوست
ای همیشگی ترین عشق درحضورحضرت تو
ای که می سوزد سرا پا تا ابد درحسرت تو
به تونامه می نویسم نامه ای نوشته برباد
که به اسم تورسیدم قلمم به گریه افتاد
ای تویارم روزگارم گفتنی ها با تو دارم
ای تو یارم ازگذشته یادگارم
درگریزنا گزیرم گریه شد معنای لبخند
ما گذشتیم و شکستیم پشت سرپل های پیوند
درعبورازمسلخ تلخ عشق ما ازما فنا بود
باید ازهم می گذشتیم بر ترازما عشق ما بود 