تبليغاتX
غمگین تر از همیشه - یه روز برفی
شعر

بی تو هق هق و زارییه روزی یه روز برفی یه روز از روزای غمگین

من و دل رو جا گذاشتی پشت دیوارای سنگین

 پشت پنجره نگاهم جای پاتو دوره می کرد

دستای سرد و غمگینم دستاتو بهونه می کرد

تو که رفتی و نموندی ببینی بغض غریبم

حالا خوب اینو میدونم تا ابد تنهاترین مرد زمینم

بی تو و دستای خوبت بهار دلم خزون شد

آرزوی تو جدایی هر تو خواستی همون شد

حالا بی حضور گرمت توی این شب زمستون

یکی چشم به رات نشسته خسته و تنها و لرزون

اون منم که توی شبها یه مسافر غریبم

از شب و غربت جاده باز سراغتو می گیرم

تو که رفتی و نموندی ببینی بغض غریبم

بعد تو اینو می دونم تا ابد تنهاترین مرد زمینم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 5:17  توسط محمد  |