مثل لبخند سپیده مثل شب گریه عاشق
بی تو شب دوباره آینه روبه روی غم گرفته
پنجره باز به بارون من ولی دلم گرفته
واژه رنگ زندگی بود وقتی تو فکر تو بودم
عطر گل با نفسم بود وقتی از تو می سرودم
رفتی و شب پر شد از من از من و دلواپسی ها
رفتی و من و سپردی به زوال اطلسی ها
وقت راهی شدن تو کفتره شعرامو بردن
چشام از ستاره سوختن من و به گریه سپردن