تبليغاتX
غمگین تر از همیشه - چکاوک
شعر

کجای این جنگل شب پنهون می شی خورشیدکم

پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم

چرا به من شک می کنی من که منم برای تو

لبریزم از عشق تو و سرشارم ازهوای تو

دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو

پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو

گریه نمی کنم نرو آه نمی کشم بشین

حرف نمی زنم بمون بغض نمی کنم ببین

سفر نکن خورشیدکم ترک نکن منو نرو

نبودنت مرگ منه راهی این سفرنشو

نذار که عشق من و تو اینجا به آخربرسه

بری تو و مرگ من از رفتن تو سربرسهبمون واسم همیشه

نوازشم کن و ببین عشق می ریزه ازصدام

صدام کن وببین که بازغنچه می دن ترانه هام

اگرچه من به چشم تو کمم قدیمیم گمم

آتش فشان عشقم و دریای پر تلاطمم

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 6:1  توسط محمد  |